سفارش تبلیغ
صبا ویژن
آنکه سرگرمی اش فراوان شد، خردش کم گردید . [امام علی علیه السلام]
کل بازدیدها:----69116---
بازدید امروز: ----11-----
بازدید دیروز: ----6-----
مهتاب شب

 

نویسنده: مهتاب
چهارشنبه 86/8/16 ساعت 12:7 صبح

بی ثمرترین روز ما روزی است که در آن نخندیده باشیم

میان همهمه ی برگهای خشک پاییزی، فقط ما مانده ایم که هنوز از بهار لبریزیم ....

چقدر خوبه بدونی تو این دنیای هرج و مرج و تنهایی ،یه نفر هست که دوستت داره به فکرته و یک روز میاد و از هرچی غمه نجاتت میده.

به فکر ماندن نباش همه ی ما میرویم و تنها خداست که میماند
.

همیشه زمان به نفع تو نخواهد بود.
این فرصت ها به زودی از دست خواهد رفت و آنگاه دیگر پشیمانی سودی ندارد

مهربانی را در نگاه منتظر کودکی دیدم که آبنباتش را به دریا انداخت تا آب شیرین شود


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: مهتاب
سه شنبه 86/6/6 ساعت 7:35 عصر

بسم رب المهدی

دوست دارم یک شب جمعه

صبح گردد به رسم خوش عهدی

نا گهان بشنوم زسمت حجاز

نغمه خوش انا المهدی

_______________________________________________________________

                     عشق را معنی بسیار نمودند ولی      عشق را غیر رخ تو معنایی نیست      

                 ناز هم ناز ترا می کشد ای خسرو حسن       سرو چون قامت ناز تو تماشایی نیست

                 صبر هم خسته شد از صبر دل سوزانم       جلوه ای کن که دگر صبر و شکیبایی نیست

  _________________________________________________________________

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایان شکیبایی
     _________________________________________________________________

     مولا ! آنچنان منتظرم در ره شوق                که اگر زود بیایی دیر است
     _________________________________________________________________

قطعه گم شده ای از پر پرواز کم است
یازده بار شمردیم و یکی باز کم است
این همه آب که جاریست نه اقیانوس است
عرق شرم زمین است که سرباز کم است

 _________________________________________________________________

برگرفته از وبلاگ   http://smsmazhabi.blogfa.com 


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: مهتاب
شنبه 86/5/20 ساعت 1:44 عصر

افسوس... آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم آن زمان که دوستمان دارند لجبازی می کنیم و بعد... برای آنچه از دست رفته آه می کشیم

 

من فکر می کنم،پس، هستم...  دکارت

 

هر چه اوج بگیری در نظر کسانی که پرواز را نمی دانند کوچکتر به شمار می ایی

 

 عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر و بزرگ کردن یک نفر به اندازه دنیا


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: مهتاب
سه شنبه 86/5/16 ساعت 9:58 صبح

 

دلم میخواد برم رو بلند ترین قله و داد بزنم که تا ابد بیشتر از ستارهای آسمون دوستت دارم ولی حیف که حسش نیست.

 

 

گفته بودی که چرا محو تماشای منی ؟ آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی . مژه بر هم نزنم تا ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی...

 

 

می دونی فرق تو با عشق ، زندگی و گل چیه؟؟؟

عشق یک کلمه است ولی تو معنی اون هستی. زندگی یک اجبار است ولی تو دلیل اون هستی.

گل یک گیاه است و تو عطر اون هستی.

 

 

شب بهت اس ام اس دادم

که بگم تنهام , مثله ماه .

کوچیکم مثله ستاره

اما دوست دارم به قد آسمونی که اندازه نداره !!!

 

 

سخته لحظه های رفتن میدونم سخته تو خودم شکستن میدونم با یه دنیا غم و فریاد رو لبام سخته از هیچی نگفتن میدونم

کسانی که در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد.

 

 

خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه بعد اون بگه که هرگز نمیخواد تو رو ببینه

 

 

قلبم رو شکستی ولی من بیشتر از قبل دوستت دارم میدونی چرا ؟؟؟ چون حالا هر تیکه از قلبم تورو جداگونه دوست داره

 


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: مهتاب
یکشنبه 86/5/14 ساعت 8:46 عصر

نازکتر از بلورم  و نرم تر از حریر ، اگر قصد شکستن داری ، سنگ بی انصافی است ، یک تلنگر کافیست

 

در سینه  دلم گم شده ، تهمت به که بندم ؟ ... جز تو  در این خانه کسی راه نداشته

  

دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسن ، مگر اینکه یکیشون واسه دیگری بشکند ، پس من میشکنم فقط به خاطر تو

 

 سلام ، یادت باشه که یادم بیاری که یادت بندازم که به یادم بیاری که یادم بدی ، دیگه این وقت شب با اس ام اس کسی را اسکول نکنم

  

سعی کن در زندگی امیدوار باشی ، هیچوقت حسرت چیزایی که نداری ( مثل عقل ، انسانیت و ...) نخور . ... حالا مگه من که دارم ،چیکار کردم...........

  

همه عشق و آرزوم برای تو ، تا قیامت میشینم به پای تو ، واسه عشقت مثل بارون می بارم ، تا یک روز بهم بگی دوستت دارم

 

 اگه بهترین دوستم نیستی حداقل بهترین دشمنم باش ، اگه بهترین غمخوارم نیستی لااقل بهترین غمم باش ، هر چی هستی باش فقط بهترین باش ،چون همیشه در خاطرم میمونی . پس در بهترین خاطراتم بهترین باش


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: مهتاب
شنبه 86/5/13 ساعت 10:47 صبح

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی

 

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد
به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد
و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد باشد

 

دیشب خواستم واسه دل خودم فال بگیرم
وقتی فالنامه رو باز کردم چشمم به شعری افتاد که هیچ ربطی به دل من نداشت
تازه فهمیدم که دلم مال خودم نیست!!

 

فریاد من از داغ توست ......

 بیهوده خاموشم مکن ......

 حالا که یادت میکنم ......

 دیگر فراموشم مکن ......

همرنگ دریا کن مرا ......

 یکبار معنا کن مرا

 

روزی که پیک مرگ مرا میبرد به گور من شب چراغ عشق تو را نیز می برم عشق تو نور عشق تو عشق بزرگ تواست خورشید جاودانی دنیای دیگرم

 

 

باران را دوست نداشت

همیشه باران وقتی می بارید که او پر از گریه بود

 گریه را دوست نداشت

 همیشه هنگامی گریه می آمد که دلش شکسته بود

دلش را هم دوست نداشت

همیشه زمانی دلش می شکست که، او را می دید

 اما او را دوست داشت و همیشه از او و دلش و گریه می گذشت

 اما از باران نه تمام مشکل همین جا بود او باران را دوست نداشت.

 


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: مهتاب
جمعه 86/5/12 ساعت 8:20 عصر

 

 نا کرده گنه در این جهان کیست بگو آنکس که گنه نکرد و چون زیست بگو من بد کنم و تو بد مکافات دهی پس فرق میان من و تو چیست بگو.

 

خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من....ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت.

 

 

من برای سال ها مینویسم ......

سال ها بعد که چشمان تو عاشق میشوند.......

 افسوس که قصه ی مادربزرگ درست بود......

همیشه یکی بود یکی نبود.

 

 

دوستی آن است که بلبل بارخ گل می کند صدجفاازخار می بیند تحمل می کند.

 

نه دل در دست محبوبی گرفتار نه سر در کوچه باغی بر سر دار از این بیهوده گردیدن چه حاصل ؟؟

 

پیاده می شوم ، دنیا نگهدار ...

 

 


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: مهتاب
پنج شنبه 86/5/11 ساعت 2:38 عصر

* بزرگراه های مهندسی ساز ما را به هم نمی رسانند . عشق با قوانین بیگانه است ، از بیراهها بیا برای دیدن کسی که عمریست دوستت دارد.

غروب

*به این غروب غریبم بخند حرفی نیست ، طلسم اشک مرا با فریب دزدیدند، تو هم برای فریبم بخند حرفی نیست.

*کاش گناهی کنم که مجازاتش تبعید به قلب تو باشد.

*یه کسی شبا واسه اینکه خوابتو ببینه به خدا التماس می کنه...
یه کسی شبا به خاطر تو توی دریای اشک می خوابه....
ولی تو اونو نمی بینی...

 


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: مهتاب
چهارشنبه 86/5/10 ساعت 5:0 عصر

از همه چیز گذشتن و به همه چیز رسیدن مهم نیست . مهم از چه گذشتن و به چه رسیدن است .

فقط کسی معنی دلتنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشیده باشد ، پس هیچوقت به کسی وابسته نشو که سرانجام آن وابستگی دلتنگی است.

هرگز حسرتی در هیچ کجای دنیا این چنین یکجا جمع نمی شود که در همین 3 واژه کوتاه : او دوستم ندارد

انسان همچون رودخانه است . هر چه عمیق تر باشد ، آرام تر و متواضع تر است.

 


    نظرات دیگران ( )

  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
  • تو فقط خدا خدا کن
    شعری از سهراب
    داستان ما در این دوران
    دوباره برگشتم
    باز هم خدا
    [عناوین آرشیوشده]

  •  RSS 

  • خانه

  • ارتباط با من
  • درباره من

  • پارسی بلاگ
  • درباره من

  • لوگوی وبلاگ

  • مطالب بایگانی شده

  • لوگوی دوستان من

  • اوقات شرعی

  • اشتراک در وبلاگ

  • وضعیت من در یاهو

  •